free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین

بقیه در ادامه مطلب.........
اَلسَّلامُ عَلَيْک يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْک يَا بْنَ
سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند
رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْک يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْک يَا
رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى
بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْک يَا بْنَ فاطِمَةَ
فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء سلام بر تو اى فرزند فاطمه
سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْک يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ
بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى که خدا خونخواهيش کندو فرزند چنين کسى و اى کشته اى که انتقام
الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَيْک وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِک عَلَيْکمْ
کشته گانت نگرفتى سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب
مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ
من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز اى ابا عبداللّه
لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِک عَلَيْنا وَعَلى
براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر
جَميعِ اَهْلِ الاِْسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُک فِى السَّمواتِ عَلى
همه اهل اسلام و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر
جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ
همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ريختند شالوده ستم و بيدادگرى
عَلَيْکمْ اَهْلَ الْبَيْتِ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکمْ عَنْ مَقامِکمْ وَاَزالَتْکمْ عَنْ
را بر شما خاندان و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از
مَراتِبِکمُ الَّتى رَتَّبَکمُ اللَّهُ فيها وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکمْ وَلَعَنَ اللَّهُ
آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند
الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْکينِ مِنْ قِتالِکمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْکمْ مِنْهُمْ
آنانکه تهيه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى شما
وَمِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَاَوْلِياَّئِهِم يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ
از ايشان و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان اى اباعبداللّه من تسليمم و در صلحم
سالَمَکمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ
با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قيامت و خدا لعنت کند خاندان زياد
وَآلَ مَرْوانَ وَلَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَلَعَنَ
و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى اميه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زياد) را و
اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَاَلْجَمَتْ
خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زين کردند و دهنه زدند
وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِک بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِک فَاَسْئَلُ اللَّهَ
و به راه افتادند براى پيکار با تو پدر و مادرم بفدايت که براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من پس مى خواهم از
الَّذى اَکرَمَ مَقامَک وَاَکرَمَنى بِک اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِک مَعَ اِمامٍ
آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزيم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام
مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى
يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله خدايا قرار ده مرا
عِنْدَک وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ يا اَبا
نزد خودت آبرومند بوسيله حسين عليه السلام در دنيا و آخرت اى ابا
عَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَاِلى رَسُولِهِ وَاِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ
عبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤ منين و فاطمه
وَاِلَى الْحَسَنِ وَاِلَيْک بِمُوالاتِک وَبِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَک وَ
و حسن و شما بوسيله دوستى تو و بوسيله بيزارى از کسى که با تو مقاتله کرد و
نَصَبَ لَک الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ
جنگ با تو را برپا کرد و به بيزارى جستن از کسى که شالوده ستم و ظلم
عَلَيْکمْ وَاَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِک وَبَنى
بر شما را ريخت و بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى رسولش از کسى که پى ريزى کرد شالوده اين کار را و پايه گذارى کرد
عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرى فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَيْکمْ وَعلى اَشْياعِکمْ بَرِئْتُ
بر آن بنيانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما بيزارى جويم
اِلَى اللَّهِ وَاِلَيْکمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَيْکمْ بِمُوالاتِکمْ وَمُوالاةِ
بدرگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان و تقرب جويم بسوى خدا سپس بشما بوسيله دوستيتان و دوستى
وَلِيِّکمْ وَبِالْبَر آئَةِ مِنْ اَعْداَّئِکمْ وَالنّاصِبينَ لَکمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر آئَةِ
دوستان شماو به بيزارى از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بيزارى
مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ
از ياران و پيروانشان من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما
حارَبَکمْ وَوَلِىُّ لِمَنْ والاکمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداکمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى
در جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد و درخواست کنم از خدائى که
اَکرَمَنى بِمَعْرِفَتِکمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِياَّئِکمْ وَرَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِکمْ
مرا گرامى داشت بوسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزيم کند بيزارى جستن از دشمنانتان را
اَنْ يَجْعَلَنى مَعَکمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَکمْ قَدَمَ
به اينکه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام
صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکمْ
راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنيا و آخرت و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسنديده شما
عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَاِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ]
در پيش خدا و روزيم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشکار گوياى [به حق ]
مِنْکمْ وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَکمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى
که از شما (خاندان ) است و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او داريد که عطا کند
بِمُصابى بِکمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَها
به من بوسيله مصيبتى که از ناحيه شما به من رسيده بهترين پاداشى را که مى دهد به يک مصيبت زده از مصيبتى که ديده براستى چه
وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ اَللّهُمَّ
مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين خدايا
اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْک صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ
چنانم کن در اينجا که ايستاده ام از کسانى باشم که برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَمَماتى مَماتَ
خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ
مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبَرَّکتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آکلَةِ
محمد و آل محمد خدايا اين روز روزى است که مبارک و ميمون دانستند آنرا بنى اميه و پسر آن زن
الاَْکبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِک وَلِسانِ نَبِيِّک صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ
جگرخوار ( معاويه ) آن ملعون پسر ملعون ( که لعن شده ) بر زبان تو و زبان پيامبرت که درود خدا بر او
وَآلِهِ فى کلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّک صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
و آلش باد در هر جا و هر مکانى که توقف کرد در آن مکان پيامبرت صلى اللّه عليه و آله
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْک
خدايا لعنت کن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را که لعنت بر
اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ وَهذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَآلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ
ايشان باد از جانب تو براى هميشه و اين روز روزى است که شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان
الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْک وَالْعَذابَ
حضرت حسين صلوات اللّه عليه را خدايا پس چندين برابر کن بر آنها لعنت خود
[ الاَْليمَ ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْک فى هذَاالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هذا
و عذاب دردناک را خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى که هستم
وَاَيّامِ حَيوتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّک وَآلِ
و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان
نَبِيِّک عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ
پيامبرت که بر او و بر ايشان سلام باد
پس مى گوئى صد مرتبه :
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ
خدايا لعنت کن نخستين
ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِک اَللّهُمَّ
ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين کسى که او را در اين زور و ستم پيروى کرد خدايا
الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَشايَعَتْ وَبايَعَتْ وَتابَعَتْ
لعنت کن بر گروهى که پيکار کردند با حسين عليه السلام و همراهى کردند و پيمان بستند و از هم پيروى کردند
عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً
براى کشتن آن حضرت خدايا لعنت کن همه آنها را
پس مى گوئى صد مرتبه :
اَلسَّلامُ عَلَيْک يا
سلام بر تو اى
اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِک عَلَيْک مِنّى سَلامُ اللَّهِ
ابا عبداللّه و بر روان هائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد
[ اَبَداً ] ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى
هميشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار
لِزِيارَتِکمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى
زيارت من از شما سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر
اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين
پس مى گوئى :
اَللّهُمَّ خُصَّ
خدايا مخصوص گردان
اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ
نخستين ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را
اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ
خدايا لعنت کن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را
وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى
و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا
يَوْمِ الْقِيمَةِ
روز قيامت
پس به سجده مى روى و مى گوئى :
اَللّهُمَّ لَک الْحَمْدُ حَمْدَ
خدايا مخصوص تو است ستايش
الشّاکرينَ لَک عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى اَللّهُمَّ
سپاسگزاران تو بر مصيبت زدگى آنها ، ستايش خداى را بر بزرگى مصيبتم خدايا
ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَک
روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود ( به صحراى قيامت ) و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت
مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْه ِالسَّلامُ
با حسين عليه السلام و ياران حسين آنانکه بى دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام
التماس دعا
بسم رب الشهداء و الصديقين
السلام عليک يا اباعبدالله الحسين
حسين(ع) زيباترين واژه هستی
حسين(ع) خون خدا و پسر خون خدا
حسين(ع) يعنی عشق، عشق به همه خوبی ها
حسين(ع) شخصيتی است که خداوند در روز عرفه نخست به زائران سيدالشهداء نظر می کند بعد به زائران خانه خودش
حسين(ع) شخصيتی است که خداوند ثواب زيارت قبر شش گوشه او را از زيارت خانه خودش بيشتر و افزونتر قرار داده است.
حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند " چه از راه دور يا نزديک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.
چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد:...............
بقیه در ادامه مطلب..........
بقیه درادامه مطلب.....
شهيد عبدالرحمن و عبدالله بن عروة
|
|
«عبدالله و عبدالرحمن» فرزندان «عروه بن حراق الغفاري» منسوب به قبيله بنيغفار و ساكن كوفه بودهاند. جد بزرگوار ايشان از اصحاب حضرت علي (ع) ميباشد. عبدالله و عبدالرحمن كه از اشراف و شجاعان كوفه محسوب ميشدند، در نبرد كربلا به ياري امام حسين (ع) شتافتند و در روز عاشورا توسط كفار كوفه به شهادت رسيدند. نام اين دو شهيد گرانقدر در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده است. پيكر مطهر آنان را امام سجاد (ع) و قبيله بنياسد، در سرزمين كربلا به خاك سپردند.
منبع:كتاب شهداي انقلاب كربلا منبع:كتاب منتهي الامال جلد 1 |
از جمله توقفگاه های بسیار ترسناک آخرت ، ایستگاه حساب و کتاب است . خداوند در این باره: در سوره انبیاء آیه 1مى فرماید : اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ یعنی براى مردم (وقت) حسابشان نزدیك شده است، و آنان در بىخبرى رویگردانند. . وقت حساب مردم نزدیک شد مردم از اندیشه و تفکر در آن غفلت داشته و از آن رو گردانند. و همچنین خدای بزرگ در سوره طلاق می فرماید: وَكَأَیِّن مِّن قَرْیَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِیدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُّكْرًا یعنی و چه بسیار شهرها كه از فرمان پروردگار خود و پیامبرانش سر پیچیدند و از آنها حسابى سخت كشیدیم و آنان را به عذابى (بس) زشت عذاب كردیم. .
مناسب است دراین مورد به چند حدیث اشاره شود .
پرسش های پس از مرگ
?- شیخ صدوق (ره ) از اهل بیت (علیهم السلام ) روایت کرده که حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: روز قیامت قدمى برداشته نمى شود تا از چهار چیز سئوال کنند:الف - از عمر ؛ که در چه چیزى صرف کرده .
ب – از جوانى؛ که در چه چیزى سپرى ساخته .
ج - و از اموالش که از کجا پیدا کرده و در چه مواردى خرج نموده .
ح - و از محبت ما اهل بیت (علیهم السلام) پرسیده خواهدشد.
اول چیزى که از بنده حساب مى کشند نماز است ، پس اگر قبول شد چیزهاى دیگر هم قبول خواهد شد
قبولی نماز؛ معیار قبولی تمام اعمال
شیخ طوسى رحمة الله علیه از حضرت امام باقر (ع) روایت کرده که فرمود: اول چیزى که از بنده حساب مى کشند نماز است ، پس اگر قبول شد چیزهاى دیگر هم قبول خواهد شد.

اهمیت اداء قرض در دنیا
شیخ صدوق روایت کرده که روز قیامت صاحب قرض مى آید و (از پرداخت نشدن قرضش توسط مدیون) شکایت مى کند، اگر آنکه قرض گیرنده ، حسنات دارد، حسنات او را به صاحب قرض مى دهند و اگر حسنه ندارد، گناهانش را به او مى دهند.سنگینی گناه شرک
شیخ کلینى از حضرت على بن الحسین صلى الله علیه و آله روایت کرده که از براى اهل شرک ترازو نصب نمى شود، ایشان را فوج فوج بى حساب به جهنم مى برند زیرا نصب موازین و نشر دواوین (محکمه ها) از براى اهل اسلام است .حساب سخت ثروتمندان در روز قیامت
شیخ صدوق از حضرت صادق (ع) روایت کرده است که چون روز قیامت شود دو بنده مؤمن را از براى حساب باز داشت نمایند، که هر دو از اهل بهشت باشند، یکى فقیر و ناتوان باشد و دیگری غنى و ثروتمند در دنیا، فقیر گوید: پروردگارا، از براى چه مرا باز مى دارى؟ به عزت تو سوگند که مى دانى به من ولایت و حکومتى نداده بودى که در آن به عدل یا جور عمل کنم ، و مال زیادى به من نداده بودى که حق تو در آن باشد و من نداده باشم ، و روزى مرا به قدر کفاف مى دادى به قدر آنچه مى دانستى که مرا کافى است . پس خداوند جلیل فرماید که راست مى گوید بنده مؤمن من ، بگذارید تا داخل بهشت شود. و آن که غنى و ثروتمند باشد او را نگه مى دارند تا آنقدر عرق از او جارى شود که اگر چهل شتر بیاشامند آنها را کفایت کند پس از آن داخل بهشت شود. پس فقیر به او گوید که چه چیز باعث بازداشت تو شد ؟ گوید: طول حساب ؛ پیوسته چیزى بعد از چیزى از تقصیرات ظاهر مى شد و خدا مى بخشید تا آنکه مرا به رحمت خود فرو گرفت و مرا به توبه کاران ، ملحق گردانید پس تو کیستى ؟ گوید: من آن فقیرم که با تو در محشر بودم گوید: نعمتهاى بهشت ، تو را تغییر داده است که من تو را نشناختم .
بخشیده شدن شیعیان در قیامت
شیخ طوسى(ره) روایت کرده است که چون روز قیامت شود حق تعالى ما را بر حساب شیعیان موکل گرداند پس آنچه از خدا است از خدا می خواهیم که به ما ببخشد، و آنچه از حق ماست ، بر ایشان مى بخشیم ؛ پس حضرت این آیه را خواند: سوره غاشیة آیه 25 إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ یعنی در حقیقت، بازگشت آنان به سوى ماست، آنگاه حساب (خواستن از) آنان به عهده ماست.حسابرسی سختتر از عاقلترها
شیخ کلینى از حضرت امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که فرمود: حق تعالى با بندگان در حساب روز قیامت به قدر آنچه در دنیا از عقل به ایشان داده دقت مى کند.حکایت سختی حساب در قیامت
از خط شیخ شهید اول (علیه الرحمه) نقل شده که احمد بن ابى الحوارى گفت که آرزو کردم ابو سلیمان دارانى () را در خواب ببینم تا آنکه بعد از یکسال او را در خواب دیدم به او گفتم اى معلم ! حق تعالى با تو چه کرد؟ گفت : اى احمد! وقتى از باب صغیر آمدم ، دیدم شترى از درمنه (و آن گیاهى است که به عربى آنرا شیح مى گویند) پس من یک چوب از آن کندم ، نمى دانم که با آن خلال کردم یا نه ، اکنون مدت یکسال است که من مبتلا به حساب آن هستم .
مرحوم محدث قمی گوید: این حکایت بعید نیست، بلکه تصدیق مى کند آن را، آیه شریفه سوره لقمان :یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ یعنی (اى پسرك من، اگر (عمل تو) هموزن دانه خَردلى و در تختهسنگى یا در آسمانها یا در زمین باشد، خدا آن را مىآورد، كه خدا بس دقیق و آگاه است.
و همچنین فرمایش امیرالمؤمنین(علیه السلام) در یکى از خطبه هاى خود:الیست النفوس عن مثقال حبه من خردل مسئولة ؟ یعنى آیا چنین نیست که از مردم از یک دانه خردل سؤ ال خواهد شد؟
و در کاغذى که امیراالمومنین (علیه السلام) به محمد بن ابى بکر نوشته، فرموده است : واعلموا عباد الله ان الله عز و جل سائلکم عن الصغیر من عملکم و الکبیر یعنی اى بندگان خدا بدانید که خداوند از هر عمل کوچک و بزرگ شما سئوال خواهد کرد.
و در کاغذى که به ابن عباس مرقوم داشته فرموده است: اما تخاف نقاش الحساب آیا نمى ترسى از مناقشه و گفتگو در حساب و کتاب ؟ و ریشه مناقشه از (نقش الشوکه) است یعنى بیرون کردن خار از بدن پا ؛ یعنى همچنانکه در بیرون آوردن خار از بدن، کمال دقت و کاوش و باریک بینى را به عمل مى آورند تا آن را پیدا کرده و بیرون آورند، همین طور در حساب دقت و باریک بینى به عمل مى آورند.
آسانی حساب آخرت برای کسانی که به سراغ محاسبه نفس خود می روند
و بدان که بعضى از محققین گفته اند که نجات نمى یابد از خطر میزان و حساب مگر کسى که در دنیا از نفس خود حساب بکشد و با میزان شرع و دین، اعمال و اقوال و خطرات و لحظات خود را بسنجد، چنانکه در خبر وارد شده است که فرمودند به حساب نفس هاى خود برسید، پیش از آنکه از شما حساب کشند و بسنجید اعمال خود را، پیش از آنکه بسنجند اعمال شما را.حکایت ترس از عاقبت سخت انسان
شخصى بود به نام توبه بن صمه ، نقل شده که او نفس خود را در بیشتر اوقات شب و روز حساب مى کرد پس روزى، ایام عمر خود را حساب کرد و متوجه شد که شصت سال از عمرش گذشته است ، متوجه شد که بیست و یکهزار و پانصد روز مى شود، گفت : واى بر من ، آیا من ملاقات خواهم کرد مالک را به بیست و یکهزار و پانصد گناه ، این را گفت و بیهوش افتاد و در همان بیهوشى وفات کرد.قطره قطره جمع گردد
محدث قمی گوید: روایت شده که وقتى حضرت رسول صلى الله علیه و آله به زمین بى گیاهى فرود آمد پس به اصحاب خود فرمود که بروید هیزم بیاورید، عرض کردند یا رسول الله ما در زمین بى گیاهی هستیم که هیزم در آن یافت نمى شود، فرمود: هر کس هر چه ممکنش مى شود بیاورد پس هیزم آوردند و مقابل آن حضرت روى هم ریختند چون هیزمها جمع شد حضرت فرمود: همین طور گناهان شما جمع مى شود با این کار حضرت ، اصحاب متوجه شدند که در بیابانى که از هیزم خبرى نبود ولى با جستجوى خود مقدار زیادى هیزم جمع شد و روى هم ریخته شد، همین طور گناه به نظر نمى آید، چون جستجو و حساب شود گناهان بسیارى جمع مى شود چنانکه ((توبه بن صمه)) براى هر روز عمر خود یک گناه فرض کرد حساب کرد ((بیست و یکهزار و پانصد)) گناه کرده است .برگرفته شده از منازل الاخره
حکمت 1 :
روش برخورد با فتنه ها(اخلاقى ، سياسى)
قَال َ[عليه السلام] كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ
فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ
درود خدا بر او ، فرمود: در فتنه ها چونان شتر دو ساله
باش، نه پشتى دارد كه سوارى دهد و نه پستانى تا
او را بدوشند.
حکمت 2 :
شناخت ضد ارزش ها (اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ
وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ
مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ .
و درود خدا بر او، فرمود : آن كه جان را با طمع ورزى
بپوشاند خود را پُست كرده ، و آن كه راز سختى هاى
خود را آشكار سازد خود را خوار كرده ، و آن كه زبان را
بر خود حاكم كند خود را بى ارزش كرده است.
حكمت 3 :
شناخت ضد ارزش ها(اخلاقى)
وَ قَالَ [عليه السلام] الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ وَ الْفَقْرُ
يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِى بَلْدَتِهِ .
و درود خدا بر او ، فرمود : بْخل ننگ و ترس نقصان
است . و تهيدستى مرد زيرك را در برهان كُند مى
سازد و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه
است.
حکمت 4 :
ارزش هاى اخلاقى و ضد ارزش ها(اخلاقى ، تربيتى)
وَ قَالَ [عليه السلام] الْعَجْزُ آفَةٌ وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ وَ الزُّهْدُ
ثَرْوَةٌ وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ وَ نِعْمَ الْقَرِينُ الرِّضَى .
و درود خدا بر او ، فرمود : ناتوانى ، آفت و شكيبايى ،
شجاعت و زُهد ، ثروت و پرهيزكارى ، سپرِ نگه دارنده
است : و چه همنشين خوبى است راضى بودن و
خرسندى .
حکمت 5 :
شناخت ارزش هاى اخلاقى (اخلاقى،سياسي،اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] الْعِلْمُ وِرَاثَةٌ كَرِيمَةٌ وَ الْآدَابُ حُلَلٌ
مُجَدَّدَةٌ وَ الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ.
و درود خدا بر او ، فرمود : دانش، ميراثى گرانبها ، و
آداب ، زيورهاى هميشه تازه ، و انديشه ، آيينه اى
شفاف است.
حکمت 6 :
ارزش هاى رازدارى و خوشرويي (اخلاقى،سياسي،اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ وَ
الْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ وَ الِاحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُيُوبِ وَ رُوِيَ أَنَّهُ
قَالَ فِى الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَيْضاً الْمَسْأَلَةُ خِبَاءُ
الْعُيُوبِ وَ مَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ .
و درود خدا بر او ، فرمود : سينه خردمند صندوق راز
اوست و خوشرويى وسيله دوست يابى ، و شكيبايى
، گورستان پوشاننده عيب هاست . و يا فرمود :
پرسش كردن وسيله پوشاندن عيب هاست ، و انسان
از خود راضى ، دشمنان او فراوانند.
حکمت 7 :
ايثار اقتصادى و آخرت گرايي (اخلاقى ، اقتصادى)
وَ قَالَ [عليه السلام] وَ الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ وَ أَعْمَالُ
الْعِبَادِ فِى عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِى آجَالِهِمْ .
و درود خدا بر او ، فرمود : صدقه دادن دارويى ثمر
بخش است ، و كردار بندگان در دنيا ، فردا در پيش روى
آنان جلوه گر است.
حکمت 8 :
شگفتى هاى تن آدمي (علمى ، فيزيولوژى انسانى)
وَ قَالَ [عليه السلام] اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ يَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ
يَتَكَلَّمُ بِلَحْمٍ وَ يَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ يَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ .
و درود خدا بر او ، فرمود : از ويژگى هاى انسان در
شگفتى مانيد ، كه : با پاره اى " پى " مى نگرد ، و با
" گوشت " سخن مى گويد . و با " استخوان "
مىشنود ، و از " شكافى " نَفس مى كشد!!
حکمت 9 :
شناخت ره آورد اقبال و ادبار دنيا (اجتماعي، سياسى)
وَ قَالَ [عليه السلام] إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أَحَدٍ أَعَارَتْهُ
مَحَاسِنَ غَيْرِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ .
و درود خدا بر او ، فرمود : چون دنيا به كسى روى آورد
، نيكى هاى ديگران را به او عاريت دهد ، و چون از او
روى برگرداند خوبى هاى او را نيز بربايند.
حکمت10 :
روش زندگى با مردم (اخلاقى، اجتماعى)
وَ قَالَ [عليه السلام] خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا
عَلَيْكُمْ وَ إِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ .
و درود خدا بر او ، فرمود : با مردم آن گونه معاشرت كنيد ، كه اگر
مْرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد ، با اشتياق سوى
شما آيند.
| آمار کشور بازديدکننده ها | ||||
| رتبه | کشور | تعداد ورودی | درصد | نمودار |
| 1 | ج. ا. ايران |
150 |
88.23% |
|
| 2 | برزيل |
11 |
6.47% |
|
| 3 | آمريکا |
3 |
1.76% |
|
| 4 | چين |
3 |
1.76% |
|
| 5 | انگلستان |
1 |
0.58% |
|
| 6 | امارات |
1 |
0.58% |
|
| 7 | کانادا |
1 |
0.58% |
|
| بقيه کشورها |
0 |
0% |
||
| مجموع |
170 |
100% |
||
چکیده: صحیفه سجادیه در عین حال که دربردارنده ظریفترین و دقیقترین راز و نیازهاست و رابطه عاشقانه انسان و خدا را به زیباترین شکل ممکن به تصویر میکشد، موضوعات بسیاری را در زمینههای سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، روانشناسی، فلسفی، علمی و اقتصادی، نیز، دربر میگیرد.
آنچه در این مقاله پیگیری شده است انسان شناسی از منظر صحیفه سجادیه است که با تحلیل و تفسیر برخی ادعیه این کتاب شریف به انجام رسیده است.
در این مقاله ابتدا در نگاهی کلی به موضوع انسان شناسی از دیدگاه امام سجاد(ع) پرداخته شده است و سپس صفات مثبت و منفی، نقاط قوت و ضعف و عوامل صعود و سقوط بشر معرفی شدهاند و در پایان «انسان آرمانی» و اوصاف انسان الهی و کاملی که شناساندن و ساختن آن هدف تمام انبیا، و پیشوایان معصوم (ع) بوده مورد بررسی قرار گرفته است.
ادامه مطلب...